روشهای متداول تحقیق و پژوهش در زمینه تجربه کاربری

روشهای متداول تحقیق و پژوهش در زمینه تجربه کاربری

پیش نیاز شروع هر فرآیند طراحی داشتن دید درست نسبت به موضوع مورد نظراست. این دید درست با بدست آوردن اطلاعات با استفاده از تحقیق و پژوهش به دست می‌آید. مثلا قبل از طراحی یک سایت برای بهترکردن تجربه کاربری کاربر نیازمند این هستیم که در رابطه با دید کابر نهایی اطلاعات لازم و کافی‌ داشته باشیم.

پس تحقیق و پژوهش در زمینه تجربه کاربری به دو بخش جمع‌آوری وتحلیل داده‌ها برای بهبود کاربردپذیری تقسیم می‌شود.

هنگام شروع یک پروژه لازم است تا نیازهای کاربر و سرمایه‌گذار را مورد بررسی قرار بدهیم و درک درستی از آنها بدست بیاوریم. برای این کار از روشهایی مثل مصاحبه، نظرسنجی، بررسی کاربران فعلی و آتی، بررسی داده‌ها و یا تحلیل آمارهای موجود استفاده می‌شود. اما  در طول فرایند طراحی، تمرکز پژوهش بیشتر به سمت کاربردپذیری می‌رود. انجام تست‌هایی مثل تست‌های کاربردپذیری یا تست A/B، و یا مصاحبه با کاربران در رابطه با عملکرد برنامه از جمله مواردی هستند که در این مرحله انجام می‌شوند.

روش‌های تحقیق برای تجربه کاربری به دو دسته کمی و کیفی تقسیم می‌شوند.

تحقیقات کمی می تواند به صورت عددی اندازه گیری شود وبه سوال هایی مثل «تعداد افرادی که بر روی یک دکمه کلیک کرده اند» یا «چه درصد از کاربران قادر به یافتن دکمه  CTA هستند» پاسخ میدهد. این کار برای درک درست از اونچه که در سایت یا برنامه اتفاق می‌افتد مفید است.

تحقیق‌های کیفی که به اون‌ها «تحقیق نرم» هم گفته می‌شود به ما کمک می کنند تا برای رفتار کابر در برنامه دلیل پیدا کنیم. در بیشتر مواقع به شکل مصاحبه یا گفتگو انجام می شوند و به سؤال‌هایی مثل «چرا کاربر نمیتواند دکمه CTA را ببینند» و یا «چه چیزهایی در صفحه بیشتر توجه او را جلب کرده‌اند» پاسخ می‌دهند.

روشهای متداول

انواع مطالعات مرتبط با تجربه کاربری از مصاحبه های شخصی گرفته تا تست‌های A/B، همه از همان روشهای کلیدی مشاهده، درک و تجزیه و تحلیل استفاده می کنند.

نظارت و مشاهده

اولین قدم برای انجام تحقیق، یادگرفتن مشاهده بهتر دنیای اطرافمان است. همانطور که یک عکاس تازه کار برای بهتر دیدن اطرافش آموزش می‌بیند یک محقق هم باید بتواند روشهای چگونه بهتر دیدن را یاد بگیرد.

مشاهده کردن معمولا به عنوان یک مهارت ساده در نظر گرفته می‌شود، و به همین دلیل ممکن است جدی گرفته نشود. اما مشاهدات درست و یادداشت برداری از آنها باعث می‌شوند تا بتوانیم در آینده الگوهای مختلفی را در بین گروه‌های مختلف کاربران پیدا کنیم.

درک کردن

درک کردن هم مثل مشاهده کردن، کاریست که ما به طور مداوم در طول زندگی انجام می‌دهیم. ما تلاش می‌کنیم تا همکار، خانواده و دوستانمان را درک کنیم. اما برای محققان تجریه کاربری، درک کردن با الگوهای ذهنی کاربر ارتباط مستقیم دارد.

ٖمدل ذهنی تصویریست که شخص وقتی به یک عبارت یا موقعیت خاص فکر می کند در ذهن خود دارد. به عنوان مثال، مدل ذهنی فردی که صاحب یک SUV باشد، با مدل ذهنی صاحب یک ماشین هوشمند فرق می‌کند و در جواب سوال «رانندگی تا بندرعباس چه مدت طول می کشد؟» پاسخ های آنها بر اساس میزان سوخت مصرفی وسیله نقلیه آنها متفاوت است.

ٖمحققان طراحی باید به دو دلیل مدل‌های ذهنی افرادی که مصاحبه یا آزمایش می کنند را درک کنند. اول، همه ما در اصطلاح به اختصار صحبت می کنیم. محققان باید بر اساس مدل ذهنی سخنران متوجه منظور او شوند. دوم، اگر محقق بتواند مدل ذهنی کاربر را با دقت شناسایی کند، می تواند این اطلاعات را با تیم طراحی به اشتراک بگذارد تا برای دستیابی به مدل مورد نظر طراحی را انجام دهند.

تحلیل و بررسی

برای اینکه بتوانیم فهم درستی در طراحی داشته باشیم باید بر روی اطلاعات به دست آمده از پژوهش‌های انجام شده تجزیه و تحلیل‌‌های لازم را انجام دهیم.

تکنیک‌های تجزیه و تحلیل مثل ایجاد پرسونا یا سناریو، توصیف کننده مدل‌های ذهنی هستند و نمودارهایی که نشان دهنده آمار و رفتار کاربر است را ارائه می‌دهند.

مرثا توسعه دهنده وب در شرکت صباایده(آپارات و فیلیمو) است و دوست داره چیز‌هایی را که یاد می‌گیره با بقیه به اشتراک بذاره. او قبلا وبلاگ سپیداکس رو داشته و درباره تازه‌های تکنولوژی می‌نوشته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *